آزمون ها و نمونه سوالات ابتدایی
در این وبلاگ می توانید سوالات مربوط به دروس ابتدایی و راهنمایی را دانلود نمایید.
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ :: ۵:۴۸ ق.ظ ::  نويسنده : سجاد سر زعیم

محکوم زمانیم و زمان محکوم گذشتن. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- ---------

هر آنچه گذشت مقدمه است.ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --

وقتی پدر به پسر [چیزی] می­دهد هر دو می­خندند؛ وقتی پسر به پدر [چیزی]می­دهد هر دو می­گریند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ----

وقتی غم می­آید، فقط با یک مأمور مخفی نمی­آید بلکه با چند لشکر از راه می­رسد.ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ---

آهسته و عاقلانه! آنان که تند می­دوند سکندری می­خورند.ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -----

زاده شدن همچون ربوده شدن است، که بعد از آن به عنوان برده فروخته می­شوی. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -----

آن کس که جرأت انجام کارهای شایسته دارد، انسان است. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ---

آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده‌است، اما آن‌که نام نیک مرا برباید، جزئی از وجود مرا می‌برد که او را غنی نمی‌کند اما در واقع مرا حقیر می‌سازد. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- ---------

آیا می‌دانید که انسان چیست؟ آیا نسب و زیبایی و خوش‌اندامی و سخن‌گویی و مردانگی و دانشوری و بزرگ‌منشی و فضیلت و جوانی و کرم و چیزهای دیگر از این قبیل، نمک و چاشنی یک انسان نیستند؟ ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- -

از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------

اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------

اگر دوازده پسر داشتم و همه را به طور یکسان دوست می‌داشتم و یازده پسرم را در راه میهن قربانی می‌کردم، بهتر از این بود که یکی پس از دیگری در بستر خواب بمیرند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- ---------

امان از وقتی که مردم، دزد عقل را به گلوی خود بریزند، منظور از دزد عقل، مشروبات الکلی است، واقعأ که هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --

اندیشه‌ها، رؤیاها، آه‌ها، آرزوها و اشک‌ها از ملازمان جدایی‌ناپذیر عشق می‌باشند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- ---

ای فتنه و فساد، تو چه زود در اندیشه مردان نومید رخنه می‌کنی. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --

بدی‌های ما در دنیا به یادگار می‌ماند و خوبی هایمان همراه با ما به گور می‌رود. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -------

بذله‌گویی برازنده‌ترین لباسی است که در یک مجلس می‌توان پوشید. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- -------

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ---

به دست آور آنچه را که نمی‌توانی فراموشش کنی و فراموش کن آنچه را که نمی‌توانی بدست آوری. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- -

تردیدهای ما خائنینی هستند که با نصایح خود، ما را از حمله به دشمن باز می‌دارند، درحالی که تصمیمی راسخ و حمله‌ای به موقع می‌تواند فتح و پیروزی را نصیب ما سازد. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ----

تملق خوراک ابلهان است. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- --

جایی‌که تخم محبت کاشته شود، شادمانی می‌روید. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- ---

جوانی و پیری با یک دیگر قابل مقایسه نیستند. جوانی مایه نشاط و سعادت است و پیری موجب فلاکت و حسرت. جوانی نیمروز زندگانی است و پیری شبانگاه ظلمانی. جوانی دوره خودنمایی و شجاعت است و پیری روزگار ترس و مذلت، جوان چون آهوی وحشی با نشاط و غرور در وادی زنگی می‌دود و پیر چون مردی لنگ آهسته و با هزار زحمت ، قدم برمی‌دارد. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- -

جوانی جرعه‌ای است فرح‌انگیز ولی حیف که به پیری آمیخته‌ است. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- ---------

چراغ کوچکی در شب، تاریکی را می‌شکافد و به اطراف نور می‌دهد، کار خوب اگرچه کوچک و ناچیز باشد در نظر من کوچک و ناچیز نیست. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- --------- -

در سرتاسر اعمال بشر، جزر و مدی موجود است که اگر آدمی در مجرای آن واقع شود، به ساحل سعادت می‌رسد وگرنه سراسر عمر وی در گودال‌های بدبختی و فلاکت سپری خواهد شد. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- -------

در سینه خود شراره‌ای آسمانی دارم که نامش وجدان است.ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- -----

دشمنان بسیاری دارید که نمی‌دانند چرا دشمن شما هستند ولی همچون سگ های ولگرد هنگامی که رفقایشان بانگ بردارند، آنها نیز پارس می‌کنند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- ----

دنیا مانند یک تماشاخانه‌است، هرکس رل خود را بازی می‌کند و سپس مخفی می‌شود.ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------

دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر می‌کند و از بدبختی می‌کاهد. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- ---------

دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازی‌گران آن به نوبت می‌آیند و می‌روند . نقش خود را به دیگری می‌سپارند. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- ------

دیدن و حس کردن، وجودداشتن است، زندگی در اندیشه‌است. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- --------- -------

دیوانه خودش را عاقل می‌پندارد و عاقل هم می‌داند که دیوانه‌ای بیش نیست. ویلیام شکسپیر

------------ --------- --------- ---

زنبور هرچقدر باشد،گل از آن بیشتر است؛ دل‌های ماتم زده هر اندازه باشند، قلب‌های شاد زیادترند. ویلیام شکسپیر


برچسب‌ها: سخنان بزرگان
 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک